لبخندم …

 

یــک لبخنـــدم را بسته بندی کرده ام

برای روزی که اتفاقی تـــو را می بینم …

آنقدر تمـــــــــیز میخندم

که به خوشبختــــی ام حســــادت کنـــی …

و من در جیب هـــایــــم

دست های خالـــی ام را فریب دهـــم

که امن ترین جای دنیـــا را انتخاب کرده انــد …

/ 1 نظر / 5 بازدید
نامرئی

و من چقد احمقانه دست های سردم را در جستجوی گرمی دستانت به سویت دراز میکنم...