برای خودم

دوست دارم بنویسم ...
اما نه برای دیگری و دیگری ها
خسته شدم از بس برای دیگران نوشتم و خواندند و نفهمیدند
این بار برای خودم می نویسم
می نویسم به سلامتی خودم که دلم شکست ، غرورم پامال شد ، احساسم ترک برداشت ولی کمر خم نکردم
می نویسم به سلامتی خودم که اگر میخواستم بمیرم هرگز زانوهایم را خم نکردم و گفتم بگذار تمام تیرهای بیکسی و تنهایی قلبم را نشانه بگیرند و بدنم را سوراخ کنند ولی کسی بعد از مرگم نگوید که خیلی ضعیف بود
می نویسم به سلامتی فرشته هایی که در لباس انسان سر راهم قرار گرفتند تا به من یاد دهند ایستاده جان دادن بهتر از خوابیده مردن و از هر دوی آنها بهتر این است که سینه ام را سپر کنم و بگویم اتفاقی نیفتاده درست میشود
می نویسم به سلامتی تمام فرشته هایی که در سخت ترین لحظات زندگیم در کنارم بودند تا معنی
هم زبانی ها اگه شیرین تره ، همدلی از هم زبانی بهتره
را بهتر بفهمم
مینویسم به سلامتی همه ماها که اگه دلمون شکست ولی انصاف و انسانیت و از خودگذشتی را فراموش نکردیم
مینویسم فقط برای خودم ، فقط خود خود خود خودم

پرنیان ; ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۱




خبرگزاری تفریحی - شهر قشنگ - حافظ | لایک - لباس عروس - لباس - آسانسور - کابینت - پارک ایران